سيد جلال الدين آشتيانى

788

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اين حقيقت ، باعتبار اتحاد با اسم اعظم ، حكومت بر جميع مظاهر و تعينات دارد . حتى تعينات موجود در علم حق و حضرت اسماء و صفات ، « نه حقيقت علم ذاتى حق كه مقام استهلاك صفات باشد » ناشى از ظهور اين تعين مىباشند . اول تعينى كه در مقام قضاء مبرم الهى ، از ظهور ذاتى حق در واحديت وجود تحقق پيدا نموده ، و مقدم بر مقام خلق است ، تعين انسان كامل است . پس تقدير حقيقت كليه انسان و تحقق عين ثابت حقيقت محمديه ، ظهور جميع حقايق در مقام واحديت است . اعيان ثابته ممكنات ، ظهور و صورت انسان كامل است . تجلى اول اين حقيقت در مقام خلق ، وجود عقل اول است ؛ و از تجليات عقل اول ، عقل ثانى و لوح محفوظ و ساير حقايق تحقق خارجى پيدا مىنمايند . روى همين جهت ، حقيقت كلى انسان محصور در حد معين از وجود نمىباشد ، و هيچ موجودى از حيطهء ربوبيت او خارج نيست ، و متجلى در جميع مظاهر است ، و جميع تعينات مترتبهء محاط و محدود ، فانى در حقيقت كليه انسان كامل محمدى مىباشد ؛ و چون مربى جميع حقايق موجود در عالم است ، و باعتبار وجود عين اسم اعظم مىباشد ، مظهر ذات الهيه است از جهت ربوبيت ، و به اين اعتبار ، مظهر تجلى ذاتى حق است ، نه تجليات اسمائى . به همين لحاظ ، جميع موجودات از عقل اول تا هيولاى اولى تعينات انسان كاملند ، و تعين آن حقيقت ، مقدم بر جميع تعينات است . چون حقيقت ذات او حقيقة الحقائق ، و بسيط الحقيقة كل اشياء است ؛ محيط بر جميع خلائق است ؛ و همين احاطه ، ملاك معيت قيوميهء او باشياء است . لذا هيچ موجودى بمقام و مرتبهء حقيقت او نمىرسد ، و هر تعينى كه فرض شود ، متأخّر از ذات اوست پس رسيدن به كنه ذات حقيقت انسان كامل محمدى ، از جمله محالاتست . حقيقت او در سماء رفعت و عزتى است كه باعتبار ذات در كمال بطون و خفاء است ، و باعتبار سريان و تجلى اعرابى ، عين هر چيز است . اينكه وارد شده است : « اول ما خلق اللّه نورى » و يا مأثور است : « اول ما خلق اللّه العقل » ، محمول بر مراتب و تجليات و تنزلات وجودى اوست ، و اين منافات ندارد با خفاء و بطون اصل ذات و حقيقت او مقام باطن ذات او : « أبيت عند ربى يطعمنى